المحقق السبزواري

848

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

« ثمّ انظر في حال كتّابك . فولّ على أمورك خيرهم ، و اخصص رسائلك الّتي تدخل فيها مكائدك و أسرارك بأجمعهم لوجود « 1 » صالح الأخلاق ممّن لا تبطره الكرامة ، فيجترىء بها عليك في خلاف لك بحضرة ملإ ، و لا تقصر به الغفلة عن إيراد مكاتبات عمّالك عليك ، و إصدار جواباتها على الصّواب عنك ، و « 2 » فيما يأخذ لك و يعطي منك ، و لا يضعف عقدا اعتقده لك ، و لا يعجز عن إطلاق ما عقد عليك ، و لا يجهل مبلغ قدر نفسه في الأمور ، فإنّ الجاهل به قدر نفسه يكون به قدر غيره أجهل . » پس از آن ، نظر كن در حال كاتبان و منشيان خود . پس ، متولّى ساز بر امور خودت كه تعلّق به كاتب دارد بهتر ايشان را در استحقاق اين كار ، و مخصوص گردان رسايل و مكاتيب خود را كه در آنجا داخل مىسازى مكايد و اسرار خود را ، از مخفيات و خدعه‌ها كه در حروب و امثال آن لازم است ، به كسى كه جامعترين ايشان باشد وجود اخلاق نيكو را - چون عقل و علم و عفّت و شجاعت - آن كسى كه شادى و فرح او را از حدّ نگذراند كرامت و عزّت ، پس باعث دليرى او شود بر تو در مخالفت كردن سخن تو در حضور گروهى اكابر . و غفلت او را مقصّر نسازد از آوردن نامهاى عاملان نزد تو ، و بازگردانيدن جوابهاى آن بر نهج صواب از جانب تو به ايشان . و قاصر نسازد او را غفلت كه از قلّت دانش يا لهو و بىپروايى مىباشد در هرچه از جهت تو مىگيرد و هرچه از جانب تو مىدهد از عهود و مواثيق با دشمنان و امثال آن . و ضعيف نكند عقد و عهدى را كه از جهت تو ببندد - يعنى ، هرگاه از جهت تو با خصمان شرط و عهدى قرار دهد ، آن را سست و ضعيف سازد ، بلكه محكم و استوار سازد . و عاجز نباشد از باز كردن عهدى كه آن را بسته باشد بر تو - يعنى ، اگر بر تو عهد و شرطى از جهت خصمان قرار دهد ، نحوى ننويسد كه كار بر تو تنگ باشد و تو را راهى به گشودن و حلّ آن نباشد و راه بدر شدن به دست نتوان آورد . و جاهل نباشد به قدر نفس خودش - يعنى ، حدّ و مرتبهء خود را داند و از آن تعدّى و تجاوز ننمايد - به درستى كه جاهل به قدر نفس خود به قدر غير خود نادانتر است و در كاتب لازم است كه او را معرفت به مقادير هركس حاصل باشد . »

--> ( 1 ) . در ديگر نسخ « لوجوه » آمده است . ( 2 ) . در چاپ صبحى صالح « و » نيامده است .